بیست توخالی من! نمره مشخص می کند که من خوب هستم یا بد !!
خانم رضايي هر روز با يک ليوان آب قند، مي آمد سراغش که با لب هاي لرزان و دست هايي که از سرما يخ زده بودند، بي حال ، روي صندلي افتاده بود. يکي از بچه ها شانه هايش را مي ماليد و يکي ديگر کيف و کتابش را از روي زمين جمع مي کرد. اين ماجراي هر روز مونا بود که يا تازه از جلسه امتحان بيرون آمده بود ، يا يکي از معلم ها نمره امتحان قبلي اش را اعلام کرده بود. قصه هميشه سر نيم نمره يا بيست و پنج صدم بود که مونا بيخود از دست داده بود. مونا که گريه مي کرد، مدام اسم پدرش را مي آورد و مي گفت: «بابا اين نمره ها را قبول ندارد.» آخر يک روز همه چيز خيلي خراب تر از هميشه شد. تازه ورقه ها را پخش کرده بودند که مونا از روي صندلي پرت شد روي زمين و از حال رفت. نه امتحان آن روز را داد ، نه توانست تا آخر امتحان ها به مدرسه بيايد.
«امتحان» ، کلمه اي است از ريشه محن که به معني در رنج افتادن است. بي دليل نيست که همه ما در هر سني باشيم ، با شنيدن نام امتحان ، دچار اضطرابي پنهان مي شويم و در شرايط مختلف احساس مي کنيم امتحان ، بر ذهن و روح و دانش ما اثر منفي گذاشته است. www.zibaweb.com
با اين حال ، از ديرباز ، امتحان ، روشي استاندارد و رايج براي ارزيابي دانش افراد در زمينه هاي گوناگون بوده است. اين که امتحان چگونه برگزار شود و اين ارزيابي ها ، از چه طريقي صورت بگيرند ، از مباحث قابل طرح و بررسي در عرصه آموزش است. درواقع ، امتحان به ذات خود امر مفيد و لازمي است که بر مبناي آن مي توان به سنجش نتايج آموزش پرداخت ، اما ترديدي نيست که براي رسيدن به اين هدف ، برگزاري امتحان به شيوه هاي مرسوم و شناخته شده ، تنها راه حل نيست. اين که چه روشهاي ديگري را مي توان جايگزين روشهاي سنتي امتحان کرد، بحثي است که بايد از سوي سياستگذاران آموزشي مورد توجه قرار گيرد ؛ اما در شرايط فعلي که هنوز تا تغيير کامل شيوه هاي مرسوم و ابداع شيوه هاي جديد راه زيادي باقي است. بايد براي شرايط موجود برگزاري امتحان فکري کرد. فکري که در نهايت ، وضعيت سنجش دانش آموزان و شرايط رواني برگزاري امتحان را بهبود بخشد.
همه مي ترسند...
حاضر شدن در جلسه امتحان ، اضطراب آور است. تقريبا 80درصد افرادي که در امتحانات مختلف شرکت مي کنند ، اين اضطراب را تجربه کرده اند که البته ميزان آن ، بر حسب شرايط مختلف و در افراد مختلف ، متفاوت است. ناديا فخاري روان شناس ، مي گويد: «اضطراب امتحان ، از مسائل شايع در ميان افراد ، بخصوص دانش آموزان است. اين اضطراب به شکل هاي گوناگون در افراد جلوه مي کند. بالا رفتن ضربان قلب ، سردي انگشتان و افت فشار خون ، از عوارض فيزيکي و نشانه هاي ظاهري آنهايي است که دچار اضطراب امتحان مي شوند. در موارد شديدتر، گاه فرد دچار سردردهاي شديد، غش ، بي حالي و تهوع مي شود.»آنچه بايد به آن توجه کرد، دليل بروز چنين اضطراب هايي است.
يک روش ، تنها روش
دانش آموزان ، مهمترين گروهي هستند که به طور مستمر با پديده امتحان سر و کار دارند. دانش آموزان در فواصل زماني بسيار کوتاه ، به شيوه هاي گوناگون ، مورد سنجش قرار مي گيرند. اين سنجش مستمر، يا از طريق پرسش هاي شفاهي و مستمر کلاسي است ؛ يا از طريق آزمون هاي کتبي ، اما در نهايت ، آنچه بيشتر از خود آزمون براي دانش آموزان معنا و اهميت دارد، نتيجه امتحان است که در شرايط مرسوم آموزشي کشور ما، اغلب از طريق نمره ، تعيين مي شود. نمره ، در آموزش و پرورش کشور و در فرهنگ سنتي يادگيري ما، مهمترين ملاک سنجش توانايي هاي فرد است ؛ تا جايي که تکيه و تاکيد بيش از حد بر آن باعث شده است جنبه هاي ديگر توانايي دانش آموز کاملا از ياد برود، يا ناديده گرفته شود. امتيازي ، دبير رياضي يکي از دبيرستان هاي تهران مي گويد: «با توجه به شرايط تعريف شده اي که ما با آن سر و کار داريم ، نمره تنها وسيله اي است که در اختيار معلمان قرار دارد. براي اين که نتيجه فعاليت دانش آموز، براي خودش ، معلم و خانواده اش مشخص شود ، امتحان برگزار مي شود و نمره ، يک روش براي نشان دادن اين نتيجه است.» با اين همه ، همين دبير معتقد است که از طريق نمره ، نمي توان به همه ابعاد توانايي هاي يک فرد دست يافت: «افراد، ويژگي هاي متفاوتي دارند که همه آنها را نمي توان با امتحان اندازه گرفت و تعيين کرد.»
اضطراب امتحان ، باعث مي شود بخشي از توانايي هاي فرد، به حالت غيرفعال دربيايد. ناديا فخاري مي گويد: «بسياري از افراد به دليل اضطراب امتحان ، معلومات خود را از ياد مي برند، يا نمي توانند به طور درست از آن استفاده کنند. در نتيجه ، بخشي از ارزش ارزيابي امتحان ، به اين طريق زير سوال مي رود».
با اين که معلمان و روان شناسان ، هر دو به اين امر اذعان دارند ، لاجرم از نمراتي که از اين امتحانات به دست مي آيد ، به عنوان عامل سنجش دانش آموزان استفاده مي کنند: «ما مي دانيم اين نمرات دست کم با نتيجه واقعي ، اختلاف دارند، اما قانون و شرايط، ما را موظف به همين ملاک کرده است.» در عين حال ، کم نيستند معلماني که مي کوشند شيوه هاي ديگر را هم در ارزيابي دانش آموزانشان به کار ببرند. مرتضي غفاري ، دبير فيزيک مي گويد: «با در نظر گرفتن شرايط خاص امتحان است که وجود نمره اي به نام نمره مستمر در کارنامه در نظر گرفته شده است. خود من سعي مي کنم نتايج کارم را به شکل هاي گوناگون در طول کلاس بررسي کنم. فعاليت هاي مختلف دانش آموزان در کلاس و ميزان به کار گرفتن دانششان ، از مواردي است که من هميشه در نظر مي گيرم.»
نمره ، وسيله نيست
تغييرات اعمال شده در نظام آموزشي و تلاشهايي که براي ابداع شيوه هاي جديد ارزيابي دانش آموزان انجام گرفته است ، منجر شده است بينش معلمان درباره نمره بسيار متحول شود. با اين حال ، هنوز برخي معلمان ، از نمره به عنوان يک ابزار، استفاده مي کنند. يک دانش آموز دوره راهنمايي مي گويد: «معلم ما، هميشه براساس نمره درباره ما قضاوت مي کند. اگر نمره مان کم شود ، رفتار او هم با ما تغيير مي کند. در صورتي که بي انضباطي يا تخلف کنيم هم نمره مان را کم مي کند.» شايد به همين دليل است که دانش آموزان اين معلم ، نسبت به نمره اي که از اين معلم مي گيرند ، حساس و سختگيرند و اين حساسيت ، موجب اضطراب و ترس آنها مي شود. اضطراب امتحان ، وقتي تبديل به اضطراب نمره مي شود ، مشکل مضاعفي است که فرآيند يادگيري را دچار اختلال مي کند. دانش آموزان ، پس از اين که جريان اضطراب آور امتحان را از سر مي گذرانند، با شرايط دشوارتري مواجه مي شوند که نمره ، برايشان به ارمغان مي آورد. يک دبير تاريخ مي گويد: «بعد از برگزاري امتحان ، ما تازه با يک مشکل تازه مواجه مي شويم ، آن هم شرايط حساس روحي دانش آموزاني است که به خاطر چند نمره ، دچار بحران مي شوند. راهروهاي مدرسه ، پس از تصحيح اوراق ، پر از بچه هايي است که به هر شکل شده ، مي خواهند نيم نمره به نمره شان اضافه شود.»
دانش آموزان ، مهمترين دليل اين حساسيت را برخورد معلمان و خانواده هايشان مي دانند. آنها معتقدند خانواده ها و معلمانشان بر مبناي نمره درباره آنها قضاوت مي کنند و تغيير دادن نظر آنها ممکن نيست : «من مدام به خاطر نمراتم بازخواست مي شوم. نمره هاي من زياد کم نيست ، اما مادرم نمره 18 يا 19 را اصلا قبول ندارد.» گاه اين شرايط به حدي دشوار مي شود ، که دانش آموز را دچار وسواس شديد فکري و بحران هاي عاطفي مي کند. فخاري ، روان شناس مي گويد: «براي برطرف کردن اين حساسيت در دانش آموزان و کم کردن عوارض آن ، اولين قدم بايد از سمت اولياي دانش آموز و معلمان برداشته شود. تا وقتي نمره ، آن هم فقط نمره 20 ، ملاک سنجش توانايي هاي يک دانش آموز قرار بگيرد ، مي توان انتظار هر برخورد نادرست و هر عارضه عاطفي ناگواري را در دانش آموز داشت.» اين روان شناس معتقد است در اين حالت يادگيري کامل اتفاق نمي افتد: «نمي توان اطمينان داشت نمره بيستي که با اين رويکرد به دست مي آيد، نشاندهنده يادگيري کامل فرد باشد ، همان طور که نمرات کمتر نيز به هيچ وجه نشانگر ضعف يادگيري دانش آموز نيست. آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد نمرات بسيار کم است که در اين موارد هم بايد دنبال ريشه هاي ضعف دانش آموز گشت و آن را به شيوه اي معقول جبران کرد.»
جور ديگر بايد ديد
ترديدي نيست که بسياري از نمره هاي بالاي درسي ، بدون پشتوانه علمي لازم به دست مي آيند و بسياري افراد با نمره هاي متوسط، از حد مطلوبي از دانش و توانايي برخوردارند. در مقابل ، بسياري از خانواده ها ريشه اين حساسيت خود را به عوامل فرهنگي بيروني نسبت مي دهند. مادر يک دانش آموز که خود تحصيلکرده رشته روان شناسي است ، مي گويد: «خود من بسيار نسبت به نمره حساس هستم ، چون فکر مي کنم ارزيابي خارجي جامعه ما در مقاطع مختلف در نهايت براساس نمره است. اگر فرزند من بر اثر بي توجهي و بي دقتي ، نمره اي را از دست بدهد، کسي شرايط او را نمي سنجد. در واقع ، اين نمره است که به جاي دانش او حرف مي زند.»
با در نظر گرفتن همه اين عوامل و عوارض ، به نظر مي رسد تغيير در اين نوع نگاه ، بايد همه جانبه باشد. از سويي ، نظام آموزشي با ايجاد ملاکهايي موثر و کارآمد در ارزيابي دانش آموزان بايد از اين فشار کم کند و از سوي ديگر ، فرهنگ عمومي جامعه بايد نسبت به اين امر ، برخورد مناسب تري در پيش بگيرد. با ايجاد چنين تعادلي مي توان انتظار داشت دانش آموزان در شرايطي امن تر و آسوده تر ، به يادگيري بپردازند و اين يادگيري موثرتر و مفيدتر صورت بگيرد. وب سایت روزنامه جام جم
************************************
اضطراب امتحان و راههاي مقابله با آن
دكتر سيد حسين سليمي
اضطراب ( Anxiety ) بطور كلي عبارت از احساسي نافذ و ناخوشايند است كه با نشانه هايي از قبيل تنش ، وحشت ، دلهره و بيم و فاجعه اي در حال وقوع همراه است ،
در مقابل ترس ( Fear ) واكنشي است كه نسبت به يك خطر حاضر و مشخص ديده مي شود اضطراب واكنشي است كه نسبت به يك تهديد نامشخص و ناشناخته آشكار مي شود و مي تواند از كشمكش هاي دروني ( Internal Conflicts) ، احساس عدم امنيت ( Insecurity Feeling ) يا تكانش هاي ممنوعه ( Forbidden Impulses ) ، ناشي شود . در هر دو حالت ترس و اضطراب امتحان ( Test Anxiety ) نوعي اضطراب است كه همراه با ترس مربوط به عدم توانمندي در عملكرد مربوط به يك وظيفه آشكار مي شود . اين حالت نوعي از اضطراب عملكرد
( Performance Anxiety ) تلقي مي شود و به تمايل و آمادگي به مضطرب شدن اشاره دارد كه ناشي از عوامل مداخله كننده محيطي است ( كريسني ، 1999 ) .
اضطراب تحصيلي چگونه ايجاد مي شود ؟
ترس و اضطراب فراگيران بطور معمول از طريق وظايف آموزشي ، معلمان و يا آموزشگاه شرطي شده و ياد گرفته مي شود . براي مثال سرزنش و توبيخ فراگير توسط معلم به دليل كيفيت ضعيف فعاليتهاي آموزشي فراگير ، ممكن است اضطراب و ترس را در فرد آشكار سازد . در اين حالت فراگير بيقرار شده و دچار تنش مي گردد ، عرق مي كند و ضربان قلب او افزايش مي يابد . اين حالت در صورت تكرار و شرطي شدن به ديگر موارد و حيطه هاي فعاليت آموزشي فرد كشانده مي شود . بر اين اساس مي توان انتظار داشت كه فراگير در شرايط مشابه پاسخ مشابهي را از خود بروز دهد كه در اين حالت مي توان رفتار توام با ترس و اضطراب را براي فراگير پيش بيني نمود . امتحان نيز به دليل ويژگي هاي خاص خود از جمله ارزيابي فعاليت آموزشي ، محيط رسمي و خاص ، محدوديت زماني و نظارت دقيق آموزشي بطور كلي براي فراگيران اضطراب زا است . افزون بر آن توانمنديهاي شناختي و عملي فراگيران با توجه به ميزان اضطراب موثر واقع شود .
اضطراب تحصيلي چگونه در عملكرد مداخله مي كند ؟
چنانچه اضطراب بيش از حد شدت يابد ، موجب مي گردد تا فراگيران از توجه مستقيم به وظايف دور شوند و اضطراب عملكرد يا تحصيلي در آنان آشكار گردد . به علاوه برخي از رفتارهاي فراگيران موجب مي شود تا ناآرامي در آنها افزايش يابد . برخي فراگيران با توجه مداوم به حواس پرتي و ناراحتي خود ، اضطراب خود را تشديد مي كنند و به انتقاد از خود مي پردازند . آثار چنين اضطرابي به كاهش و تضعيف حافظه و توانمنديهاي شناختي منجر شده و بر وظايف تحصيلي و آموزشي مسلط مي گردد . بطور كلي ادراكات فرد ، تشديد كننده اضطراب تلقي
مي شوند . حتي اين امكان وجود دارد كه فراگير به دليل اشتغال فكري مبني بر عملكرد خوب ، فرآيند تفكري خود را آسيب بزند و عملكرد خود را تضعيف نمايد . چنين سيكل معيوبي
( Vicious Circle ) نگراني را افزايش مي دهد و فرآيند هاي شناختي و حافظه فرد را چند برابر دچار مشكل مي كند .
مهارتهاي مقابله با اضطراب امتحان
روشها و برنامه هاي متعددي براي كمك به فراگيران در غلبه بر اضطراب امتحان پيشنهاد شده است كه ابعاد مختلف فعاليت آموزشي را مورد توجه قرار مي دهند .
1 ) يادگيري و مطالعه صحيح
فقدان آمادگي براي امتحان و يادگيري ضعيف تكاليف آموزشي از عوامل اصلي اضطراب امتحان بشمار مي روند . روشهاي صحيح مطالعه و آمادگي مناسب براي يادگيري در كاهش اضطراب به ميزان زيادي موثر است . يادگيري مفيد و مطالعه صحيح بطور كلي با عوامل متعددي همبستگي دارند . تنظيم وقت مناسب ، انديشيدن قبل از مطالعه ، مدت مطالعه و محيط يادگيري در آماده سازي فرد براي يادگيري موثر ، داراي اهميت است . انگيزه و علاقه به مطالعه ، شروع مطالعه از قسمتهاي آسان و جالب ، مرور مطالب ، تفكر در مفاهيم و بسط انها ، بحث و ربط منطقي ، طبقه بندي و استفاده از تصاوير ، جداول و نمودارها ، درخواست كمك از ديگران و تمرين ، از ديگر مواردي هستند كه موجب يادگيري صحيح مي شوند و از اين طريق كاهش اضطراب را به دنبال خواهند داشت .
2 ) هدايت و مهارت معلم
بخشي از اضطراب فراگيران مي تواند با هدايت و مهارت معلم كاهش يابد و يا از بين برود . معلم بايد به فراگيران خود اين امكان و فرصت را بدهد كه در مورد موضوعات درسي تفكر نمايند و در صورت نياز به بحث و پرسش بپردازند . خوب شنيدن و خوب ديدن در كلاس و فعاليت هاي آموزشي عامل مهمي در ادراك و يادگيري موثر بشمار مي رود . به عبارت ديگر براي تمركز فراگيران بر موضوع درسي ، معلم بايستي محيطي آرام و مناسب را فراهم آورد و اجازه ندهد كه دانش آموزان با روياهاي روزانه ( Daydreaming ) خود مشغول شوند . كمك به فراگيري در تنظيم اهداف و برنامه هاي آموزشي نيز از ديگر فعاليتهاي موثر معلم بشمار مي رود . معلم بايستي عادات مناسب و موثر را به منظور يادگيري و فهم بهتر مطالب به فراگيران آموزش دهد . به عبارت ديگر پذيرفتن مسئوليت براي موفقيت تحصيلي از طريق تصميم گيري در مورد امكانات ، زمان و اتكاء به توانمندي هاي فردي ، انجام حداكثر تلاش و كوشش ، كمك و مشاوره گرفتن از ديگران به هنگام مشكلات آموزشي و بحث و تفكر در مورد موضوعات ياد گرفته شده از عادت مناسب بشمار مي روند .
3 ) آمادگي براي امتحان
مطالعه با توجه به اصل صحيح يادگيري بهترين راه آماده سازي براي امتحان بشمار مي رود . افرادي كه خود را براي امتحان تشريحي آماده مي كنند ، امكان موفقيت بيشتري در امتحانات ( تشريحي و يا چهار گزينه اي ) دارند . در آماده سازي براي امتحان تشريحي نه تنها نكات اصلي ياد گرفته مي شوند ، بلكه روابط منطقي بين اصول ، بخوبي ادراك مي شوند . مطالعه در شب قبل از امتحان به علل مختلف از جمله افزايش نگراني و اضطراب ، مطالعه فشرده ، ناتمام ماندن موضوع و شتاب زدگي مي تواند نتايج منفي را به دنبال داشته باشد . استراحت و خواب كافي از توصيه هاي اصلي جهت كاهش اضطراب در شب قبل از امتحان است . حاضر شدن كمي زودتر از زمان امتحان در محل امتحان ، حفظ اعتماد و اطمينان و آرامش در كاهش اضطراب نيز موثر است . مرور يادداشتها و نكات اصلي ، آمادگي را بر امتحان را افزايش مي دهد . با شكم خالي به جلسه امتحان نبايد وارد شد . مصرف ميوه هاي تازه و سبزيجات ، تنش امتحان را كاهش مي دهند .
4 ) رفتار در جلسه امتحان
در امتحان تشريحي قبل از شروع به نوشتن ، تمام سوالها را بخوانيد ؛ زير عبارات « تعريف كنيد ، مقايسه كنيد ، توضيح دهيد ، تشريح نماييد و يا بحث كنيد » ، خط بكشيد ، ايده و پاسخهاي خود را براي هر سوال در برگه چرك نويس بطور خلاصه يادداشت كنيد . جواب دادن را از سوال آسان شروع كنيد . فهرست كوتاه و خلاصه اي از رئوس مطالب مربوط به هر سوال را تهيه كنيد . چنانچه در حين جواب دادن به سوال ، نكات خاصي از ديگر سوالات به ذهنتان خطور كرد ، آن را يادداشت كنيد . با اين كار پاسخهاي شما كامل تر مي شود و تا حد زيادي اضطراب شما كاهش مي يابد . قبل از نوشتن فكر كنيد و سعي كنيد تا پاسخ خود را تنظيم كنيد . پاسخ روشن و مشخص را براي سوال ارائه كنيد و در آن به حيطه هاي مختلف موضوع بپردازيد . اطلاعات جزيي و كلي را در نظر بگيريد و بطور طبقه بندي شده آنها را بنويسيد . زمان پاسخ گويي به سوالات را تنظيم كنيد و براي هر سوال زمان مناسبي در نظر بگيريد ؛ به علاوه براي مرور پاسخها فرصتي باقي بگذاريد و در صورت امكان به تكميل و توضيح بيشتر پاسخ شما ناقص باشد ، مگر در مواردي كه به غلط بودن پاسخ شما ناقص باشد ، مگر در مواردي كه به غلط بودن پاسخ خود اطمينان كامل داشته باشيد . در پاسخ به سوالات سعي كنيد لغات و اصطلاحات ويژه رايج در موضوع را در پاسخهاي خود بكار ببريد و تلاش كنيد تا اصطلاحات هر درس را ياد بگيريد . رعايت املاء صحيح به خط خوانا و علامت گذاري مناسب در بررسي و ارائه بهتر پاسخ ، مفيد است .www.zibaweb.com
در مورد سوالات حل مساله ، ابتدا از خود سه سوال زير را بپرسيد :
1- از شما چه خواسته شده و چه چيزي را بايد بيابيد ؟
2- براي يافتن حل مساله به دانستن چه چيزهايي نياز داريد ؟
3- در صورت مساله چه اطلاعات و داده هايي وجود دارند كه مي تواند در جستجوي شما موثر باشد ؟
پس از انجام اين فرآيند به حل مساله اقدام كنيد . بطور كلي افراد موفق در حل مسئله داراي ويژگي هاي زير هستند :
1- نگرش مثبت : آنها معتقدند كه مسايل با دقت پشتكار و تحليل حل مي شوند و پاسخهاي سريع و شتاب زده براساس دانش قبلي راه حل مناسبي نيست .
2- توجه و دقت : آنها مساله را به منظور درك بهتر آن چندين بار مي خوانند ؛ سپس قضاوت و نتيجه گيري خود را مرور مي كند و از حدس زدن اجتناب و در نهايت كار خود را باز بيني مي كنند .
3- طراحي روش : اين عده كار خود را به بخشهاي مختلف تقسيم كرده و آن را گام به گام حل مي كنند . اين فرآيند از آسانترين گام آغاز مي شود .
4- تمركز : اين عده انرژي خود را از طريق گفتگو با خود ، در مورد آنچه انجام مي دهند ، خلق تصاوير ذهني ، ربط دادن آن با تجارب مشابه ، محاسبه و ترسيم تصاوير براي حل مساله بكار مي گيرند .
امتحان گزينه اي
در سوالات گزينه اي هميشه توجه داشته باشيد كه سوالات را سوء تعبير نكنيد ، به آنها چيزي اضافه نكنيد ، كلمه اي را حذف نكنيد و متوجه كلمات دو پهلو باشيد . نكته اصلي بدنه سوال مد نظر قرار دهيد . به واژه هاي كمك كننده مانند « هميشه ، هرگز ، هيچگاه ، به جز ، اغلب موارد و بندرت » توجه كنيد و در صورت امكان ، زير آنها خط بكشيد . زمان امتحان را در نظر بگيريد و وقت خود را در پاسخ به سوالاتي كه نمي دانيد ، هدر ندهيد . نمره منفي براي انتخاب گزينه غلط را در نظر بگيريد . پاسخ اول خود را عوض نكنيد مگر در مواردي كه نسبت به غلط بودن آن اطمينان كامل داريد . در مواردي كه پاسخ صحيح را نمي دانيد ، به توصيه هاي زير عمل كنيد : بطور كلي گزينه طولاني مي تواند نشانه پاسخ صحيح باشد . اگر دو گزينه مشابه هم هستند ، هيچكدام را انتخاب نكنيد . اگر گزينه ها متضاد هم هستند يكي از آنها را انتخاب كنيد . گزينه كلي تر در اغلب موارد پاسخ صحيح است.
امتحان شفاهي
امتحان شفاهي فرصتي براي شماست كه دانش ، توانايي ارائه و مهارت بيان خود را آشكار سازيد . به علاوه در اين موقعيت توانايي در برقراري ارتباط مشخص مي شود . امتحان شفاهي همچنين مي تواند تمريني براي مصاحبه هاي شغلي و استخدامي باشد . امتحان مي تواند بصورت رسمي يا غير رسمي انجام بگيريد ، اما بهتر است تمام امتحانات شفاهي را به منزله امتحان رسمي در نظر بگيريد تا از اثرات مثبت آن بهره مند شويد . در امتحان شفاهي بايستي بطور دقيق به سوال گوش فرا داد و بطور مستقيم و مشخص پاسخ دهيد . در امتحان شفاهي رسم دقت و پاسخ گويي روشن و مشخص شما بيشتر مد نظر است زيرا ارزيابي براساس پاسخگويي منظم و دقيق شما صورت مي گيرد ، در حاليكه در امتحان شفاهي غير رسمي اين ويژگي كمتر رعايت مي شود و پاسخهاي شما مي تواند طولاني تر باشد . در اين حالت ارزيابي بيشتر ذهني است . براي آمادگي در امتحان شفاهي توصيه مي شود موارد زير مد نظر قرار گيرد :
1- از معلم بپرسيد كه موضوع امتحان چيست ؟
2- براي امتحان شفاهي مطالعه ضروري است زيرا كه با نداشتن مطالعه نتيجه مثبتي نمي گيريد .
3- سوالاتي را كه انتظار مي رود پرسش شوند ، بنويسيد و سپس پاسخهاي آن را مورد بحث قرار دهيد .
4- در مكان شبيه به مكان امتحان تمرين كنيد و روش و حالت پاسخگويي خود را ارزيابي كنيدhttp://moshawereh2.pib.ir/
***********************************
_15 تا 30 درصد از افت تحصيلي دانشآموزان به دليل اضطراب است،آیا نباید برای این مشکل چاره ای اندیشید؟
راههاي پيشگيري از اضطراب امتحان در ميان دانشآموزان

حال که با نشانهها و عوامل زمينهساز اضطراب در بين دانشآموزان در مقاله ي قبلي آشنا شديم قبل از اينکه به درمان بپردازيم با عوامل پيشگيري از اضطراب امتحان در مدارس آشنا ميشويم تا با کمک آن اين اختلال را در مدارس به حداقل برسانيم:
* توقعات واقعگرايانه داشته باشيد ولي هنگامي که به دانشآموزان آنطور که بايد و شايد خوب عمل نميکنند از نشان دادن واکنش افراطي بپرهيزيد.
* اگر دانشآموز براي درس خواندن حداکثر سعي خود را به کار ميگيرد، او را تشويق کنيد و به او جايزه بدهيد، حتي اگر نمرات او به اندازهي تلاش وي خوب نباشد.
* براي اينکه به دانشآموز کمک کنيد تا بر احساس تشويق و نگراني قبل از امتحان فائق آيد، اطمينان يابيد که به خوبي درس خوانده و آمادهي امتحان است.
* به او کمک کنيد تا برنامهي درسي خوبي تنظيم کند. وقتي امتحاني در پيش است، دانشآموز را تشويق کنيد، يک برنامهي درسي مدوّن براي خود بنويسيد تا بتواند زودتر از موعد، خود را آمادهي امتحان کند.
* مطلب درسي را به بخشهاي کوچکتر تقسيم کنيد و هر روز بخشي را طبق برنامه براي مطالعه در نظر بگيريد.
* به دانشآموز کمک کنيد تا مهارتهاي مطالعه را بياموزد. علامتگذاري نکات مهم يادداشتبرداري و روشهاي خاص مطالعه را بهاو ياد دهيد. (عليخاني، 1383)
* هدف امتحان بايد ارزيابي دانستههاي دانشآموزان باشد نه نادانستههاي آنها.
* در ارزشيابي ميزان يادگيري دانشآموزان نبايد فقط نمره امتحان را ملاک و معيار قرار دهيد. از ديگر شيوههايي چون تحقيق، کنفرانس، ارزيابيهاي شفاهي، نيز استفاده کنيد.
* قبل از امتحانات اصلي از امتحانات فرضي و آزمايشي بهمنظور آشناسازي دانشآموزان به سؤالات و نحوهي امتحان استفاده کنيد. اين امر کمک ميکند تا هم ميزان اضطراب دانشآموزان را نسبت به امتحان اصلي پيشبيني کند و هم به تدريج با حساسيتزدايي، اضطراب آنها را کاهش داده و ميزان اعتماد به نفسشان را بالا ميبرد.
* از برگزاي امتحانات با وقت بسيار اندک بايد اجتناب کنيد.
* بهتر است ترتيب سؤالات از ساده به دشوار باشد تا دانشآموزان با پاسخ به سؤالات آسان انگيزه و دلگرمي لازم را بهدست آورند.
* بهتر است به دانشآموزان توصيه کنيد که در ابتداي جلسه به همه سؤالات امتحان نگاه نکنند و سؤال به سؤال جلو بروند و پاسخ دهند. اين امر باعث ميشود تا از تداخل و مزاحمت به خاطر آمدن پاسخ ديگر سؤالات در هنگام پاسخ دادن به يک سؤال جلوگيري شود و دانشآموزان به سؤالاتي که جواب آنها را نميدانند به گونه تداخلي و افراطي فکر نکنند.
* از طرح سؤالاتي که کاملا" جنبهي حفظکردني دارند حتيالامکان اجتناب نمائيد.
* سؤالات را بايد بهصورتي تنظيم کنيد که دانشآموزان فرصت به کار بستن معلومات خود را در موقعيتهاي ديگر داشته باشند.
* سؤالاتي بايد کاملا" خوانا، روشن، صريح، قابل فهم و بينياز از تعبير و تفسير باشد. چراکه هرگونه ابهام در سؤالات مطرح شده ميتواند موجب تشديد اضطراب دانشآموزان شود (بيابانگرد- 1378)
درمان:

در اينجا اين سؤال مطرح ميشود که اگر با وجود به کار بستن تمامي موارد بالا با دانشآموزي مواجه شديد که اضطراب دارد چه کار بايد بکنيد؟ در اين صورت لازم است به نکات و موارد زير توجه نمائيد:
* در جلسات فردي از طريق تماس چشمي مداوم، گوش دادن فعال، توجه مثبت بدون قيد و شرط، پذيرش گرمو فعالانه سطحي از اعتماد را با دانشآموز برقرار کنيد تا سبب افزايش توان او در شناسايي و ابراز احساسات اضطرابي شود.
* اجرا و آموزش تن آرميدگي عضلاني ( Relaxation ) به دانشآموز براي کاهش سطح اضطراب.
* کاهش دادن تلاشهاي والدين براي کنترل دانشآموز ( جانگي، 2007)
* حساسيتزدايي منظم: اين روش رفتاري است که به ميزان زيادي براي درمان اضطراب امتحان استفاده شده است براي انجام عمل حساسيتزدايي مشاور و مراجع طي چند جلسه به بررسي مشکل و درک چگونگي اضطراب مراجع ميپردازند و موقعيتهاي خاص و اضطرابزا را مشخص ميکنند پس از مشخص شدن نوع اضطراب مراجع و موقعيتهايي که در او اضطراب ايجاد ميکنند، درمانگر تکنيک حساسيتزدايي منظم و اصول زيربنايي آن را معرفي ميکند. سپس مراجع با کمک درمانگر فهرستي از محرکهاي اضطرابزا را با رعايت سلسله مراتب تهيه مينمايد. در اين فهرست موقعيتهايي که بيشتر از همه اضطرابزا هستند در بالاي فهرست و آنهايي که کمتر از همه اضطراب ايجاد ميکنند، در پائين فهرست قرار داده ميشوند. آنگاه بعد از آموزش تنآرميدگي عضلاني به مراجع، مشاور به او کمک ميکند تا در يک حالت آرامش کامل قرار گيرد. در مرحلهي آخر، درمانگر براي مراجعي که کاملا" در حالت استراحت قرار گرفته است، محرکهاي اضطرابزا را يکييکي ارائه ميدهد. در ارايه محرکهاي اضطرابزا درمانگر از پائينترين سطح جدول شروع ميکند و به تدريج به سمت موقعيتهايي پيش ميرود که بيش از همه اضطراب ايجاد ميکنند.
* يادگيري مشاهدهايي (سرمشقگيري):
مطالعات نشان داده است که افراد داراي اضطراب امتحان بالا در مقايسه با افراد داراي اضطراب امتحان پائين نسبت به نشانهها و قرينههاي سرمشقگيري حساستر هستند به همين دليل برخي ازپژوهشگران از سرمشقگيري بهعنوان يک روش درماني براي اضطراب امتحان استفاده ميکنند. شکل ديگر يادگيري مشاهدهاي حساسيتزدايي جانشيني است که در آن آزمودني حساسيتزدايي فرد ديگر را مشاهده ميکند. يک نوع از حساسيتزدايي، روش جانشيني فعال است که در آن آزمودني افکار خودش را در طي ارايه صحنه به زبان ميآورد. آموزش مهارتهاي مطالعه: شايد اضطراب امتحان يک واکنش طبيعي است که از مطالعهي ضعيف و مهارتهاي امتحاندهي ناکارآمد ناشي ميشود. اگر اينطور باشد ميتوان انتظار داشت که مشاوره در مورد مهارتهاي مطالعه، اضطراب امتحان را کاهش و نمرات درسي را افزايش خواهد داد با اينکه مهارتهاي مطالعه به تنهايي گاهي اوقات در کاهش اضطراب امتحان مؤثر است به نظر ميرسد مهارتهاي مطالعه به اضافه حساسيتزدايي به آرميدگي نيز به کاهش اضطراب منجر ميشود(بيابانگرد، 1378)
منبع: مجله ي مشاور مدرسه - پاييز88
مريم صياد شيرازي ( کارشناسي ارشد مشاوره)
دوست ندارم جوان شیعه را جز در یکی از این دو حال ببینم؛ یا عالم (دانشمند) یا متعلم (دانش پذیر و خواهان دانش). که اگر چنین نکند کوتاهی کرده و اگر کوتاهی کند تباه ساخته است و اگر تباه سازد گناه کرده و اگر گناه کند در آتش ساکن میشود. به خدایی که محمد ص را به حق برانگیخت چنین است
|
معلمي شغل نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد. (شهید رجایی )
اوست خدایی که در میان مردم درس نخوانده پیامبری از خودشان مبعوث کرد تا آیاتش را بر آنها بخواند وآنها را تزکیه کند وکتاب وحکمت بیاموزد . (سوره مبارکه جمعه ، آیه 2 ) تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.در اين مسير مقدس ، بزرگاني همچون علامه شهيد استاد مرتضي مطهري گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد . شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه با نگاه تركيبي به همه معارف بشري نظر مي كند و تمامی تلاشهاي علمي و عملي را مقدمه اي براي عبادت مي داند و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد . به همين مناسبت روز شهادت اين بزرگ مرد فرزانه را روز معلم ناميدند .
امام خميني (ره) در رابطه با نقش معلم می فرمایند: نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.
حضرت امام جعفر صادق (ع) در رابطه با مقام ومنزلت معلم می فرمایند: «هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ». اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.
حضرت امام سجاد (ع) در رابطه با مقام معلم می فرمایند: حضرت سجاد (ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند و مي فرمايد:« حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او چيزي مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم ». |
اندیشه بکارید وعمل برداشت کنید عمل بکارید وعادت برداشت کنیدوعادت بکاریدوسرنوشت برداشت کنید
دربزرگداشت مقام معلم
به نام خداوندی که انسان را با قلم عشق نقاشی نمود و آنگاه که ناقوس خلقت نواخته شد و آدمی رنگ حيات به خود گرفت٬ تعليم و تهذيب را سرلوحه تکامل او قرار داد.
امری که فهم از درک و زبان از وصف تقدسش عاجز است و روح در برابر معنويت و عظمتش خاشع...
نمی دانم چه بگويم و از کجا آغاز کنم!
سالهاست هنگاميکه طبيعت غرور خود را از دست رفته می بيند٬ صدای طبلهايی که از دوردستها نغمه حرکت را در فضا طنين انداز کرده اند به گوش می رسد.
حرکت به سوی نور٬
حرکت به سوی ابديت...
و چه نغمه ای از اين دل انگيزتر و باشکوه تر٬ که درختان را بر آن داشت تا جامه خود را روی سنگفرش های مسير پر پيچ و خمش پهن کنند و با رهروان طريقتش سرود عشق و دوستی سر دهند.
کاروان ميرفت٬ و آن کس که راهبرشان بود پس از حق٬ تنها تو بودی...
آری! طبلها به شوق تو نواخته می شدند و راهها با دستهای سخاوتمندانه تو هموار می گشتند و اکنون که قله های علم و دانش يکی پس از ديگری فتح می شوند٬ پرچم پرافتخار تو بر هر يک از آنها نمايان است. پرچمی که نشان از صلابت و حلاوت سفر دارد. سفری هرچند کوتاه٬ ولی مملو از پيکارهای خاطره و مخاطره آميز! سفری که طوفانهای سخت و سهمگينش قربانيان خود را به سوی باتلاق نفسانيات می کشاند و گاه گلهای زيبای لب پرتگاه آنها را از قافله جدا می ساخت.
ولی کاروان همچنان ميرفت٬ و منجی اهل آن از طوفانها و پرتگاهها پس از حق٬ تنها تو بودی...
بار ديگر صدای طبلها طنين انداز شد...
اما اين بار کوبش طبلها همچون هميشه نبود! گويا بايد ادامه راه را بی همسفر عشق پيمود. با کوله باری از مشکلات و مسيری طولانی در پيش...
خواستم حال که پا بر قله ای کوچک از قلل رفيع معرفت نهاده ام٬ شکر حق بجای آرم و سپاس ديده از دل طلب کنم٬ توان آن نداشت که باز گويد!
خواستم حال که زبان به بيان احساس خود گشودم٬ آنرا کالبدی نو ببخشم٬ نتوانستم!
خواستم بر صفحه ای جاودانه اش سازم٬ قلم ياريم نکرد!
نتوانستم و نخواهم توانست٬ که لفظ هیچگاه معنی را در نخواهد نورديد...
پس درود بر تو ای شمع فروزان بشريت...
درود بر تو اسطوره سيمای ابديت...
تمام زندگی من پس از حق٬ تنها تو بودی...